کامپوزیت های فلوایبل ( flowable )
و انواع آن موضوع هجدهمین اپیزود از پادکست مارتنزیت ( martensite ) می باشد که در دنتوکورس منتشر شده است.
پادکست مارتنزیت ( martensite ) متعلق به خانم دکتر کیانا شکفته، متخصص مواد دندانی میباشد.
تو اين اپيزود به طبقه بندي كامپوزيت هاي flowable و شناخت تفاوت هاي آن ها از لحاظ كاربرد و شناخت مواد موجود در بازار پرداخته میشود.
منبع پادکست : کانال تلگرام پادکست مارتنزیت
چه اتفاقی می افتد که یک کامپوزیت، flowable میشود؟
آیا همه کامپوزیت های فلوایبل با هم مشابه هستند؟
آیا کاربردهای کامپوزیت های فلو مختلف با هم یکسان است؟
آیا راهی وجود دارد که بتوان کاربرد هر کامپوزیت فلو را تشخیص داد؟
چه رابطه ای بین کامپوزیت های فلو و bulk fill وجود دارد؟
آیا همه کامپوزیت های bulk fill، فلو هستند و یا همه فلو ها، bulk fill هستند؟
برای خرید کامپوزیتی که داخل سرنگ میبینیم به چه مواردی باید توجه کنیم؟
در اپیزود ۱۷ام درمورد طبقه بندی کامپوزیت های دندانی صحبت کردیم که مقدمه ای بر تمام انواع کامپوزیت هاست. پس در ابتدا اپیزود ۱۷ را گوش دهید. در اپیزود ۱۷ گفتیم که
طبقه بندی کامپوزیت های دندانپزشکی
کامپوزیت ها از سه منظر طبقه بندی میشوند:
۱) ساختار شیمیایی و اجزای کامپوزیت
۲) خصوصیات و ویژگی های فیزیکی کامپوزیت: از لحاظ ویسکوزیته و نوری بودن، طبقه بندی میشوند. در این اپیزود راجع به این دسته صحبت میکنیم.
۳) کاربرد کامپوزیت ها در کلینیک
معمولا در توصیف کامپوزیت های موجود در بازار توصیف هر سه این دسته ها را میبینیم و مهم است که آنها را متوجه شویم و انتخاب صحیح تری داشته باشیم.
خصوصیات فیزیکی کامپوزیتی
معمولا از دو جنبه بررسی میشوند:
۱) خصوصیات Rheologic: مثل ویسکوزیته و سیلان ماده
۲) خصوصیات نوری
در این اپیزود به انواع کامپوزیت های دندانی از نظر رئولوژی و ویسکوزیتی میپردازیم و میخواهیم ببینیم برای انتخاب از این جنبه به چه نکاتی باید توجه کنیم. از این نظر، خیلی از کامپوزیت های موجود در بازار به کامپوزیت های sculptable، خمیری یا کانونشنال معروف هستند(همین کامپوزیت های معروفی که هر روز با آنها کار میکنیم) این کامپوزیت های خمیری به دلیل تغییر در یک سری خصوصیات خود مثل شکل فیلرها، میتوانند به شکل packable درآیند؛ یعنی حسی مشابه حس پک کردن آمالگام به دندانپزشک بدهند. بنابراین کامپوزیت های sculptable، یا معمولی هستند و یا ممکن است یک حالت packable داشته باشند.
یک دسته دیگر از لحاظ خصوصیات رئولوژیک، به عنوان کامپوزیت های فلوایبل شناخته میشوند؛ یعنی کامپوزیت هایی که خاصیت جریان پذیری بهتری دارند. موضوع این اپیزود اختصاصا در رابطه با این کامپوزیت هاست.
ابتدا همانطور که از نام آن مشخص است، یک کامپوزیت است؛ پس مثل بقیه کامپوزیت ها که در اپیزودهای قبلی توضیح دادیم، از یک رزین یا پلیمری که با نور ست میشود و مقداری فیلر، تشکیل شده است. حال ممکن است این سؤال پیش آید که چه اتفاقی می افتد که یک کامپوزیت، flowable و دیگری خمیری میشود؟ این تفاوت به ساختار کامپوزیت برمیگردد که میتواند علت های مختلفی داشته باشد. میدانیم که جزء رزینی یک حالت نیمه جامد دارد(با ویسکوزیته های مختلف) که در ترکیب با فیلرهایی که عمدتا پودری و جامد هستند و یک سری تغییرات روی سطح آن ها داده شده که بتوانند به جزء رزینی متصل شوند، کامپوزیت را تشکیل میدهد. پس تغییر اجزای رزینی و اختلاف در ویسکوزیته آن ها میتواند باعث تغییر در ساختار رزین شود که یک عامل flowable شدن کامپوزیت میتواند باشد.
همچنین تغییر در سایز یا درصد فیلرهای اضافه شده میتواند عامل flowable شدن یک کامپوزیت باشد؛ مثلا:
- فیلرهای کمتری داخل رزین ها استفاده کنیم.
- محدوده سایز این فیلرها را چگونه تنظیم کنیم؛ آیا فیلرها لابهلای هم میتوانند قرار میگیرند یا خیر.
- شکل فیلرها؛ مثلا آیا فیلرها در هم ققل میشوند و جلوی جریان پذیری کامپوزیت را میگیرند یا خیر. بنابراین نحوه تعامل فیلرها با هم میتواند عامل flowable شدن کامپوزیت باشد.
- همچنین نحوه آماده سازی که رو فیلرهای جامد انجام میشود تا به رزین اضافه شوند، میتواند باعث flowable شدن کامپوزیت شود.
بنابراین کامپوزیت فلو یک نوع کامپوزیت است(مخلوطی از جزء رزینی و یک سری فیلر) که با تغییر در حجم، نوع، سایز، شکل و آماده سازی سطحی فیلر و یا تغییر در نوع و ویسکوزیته رزین میتواند حالت flowable به خود گرفته باشد. البته در بیشتر موارد مجموعه ای از این موارد در flowable شدن کامپوزیت مؤثر هستند.
اولین سوالی که ممکن است برای ما پیش آید، این است که با این اوصاف آیا همه کامپوزیت های فلو با هم مشابهند؟ قطعا خیر.
تاریخچه کامپوزیت های فلو به سال ۱۹۹۵ یا ۱۹۹۶ برمیگردد. سال ها قبل برای رسیدن به کامپوزیتی که به آسانی جریان پیدا کند، با دیواره های حفره راحت تر تطابق پیدا کند و manipulation بهتری به دندانپزشک بدهد، ایده کامپوزیت فلو مطرح شد. اما هنوز پیشرفت در زمینه نوع رزین مانند امروزه وجود نداشت. پس کامپوزیت های flowable اولیه که وارد بازار شدند، عمدتا به وسیله کاهش درصد فیلر حالت فلو پیدا کردند. در اپیزود قبل گفتیم هدف از درست کردن کامپوزیت و مخلوط کردن چند جزء مختلف این است که نهایتا خواص بهتری پیدا کنیم. اگر در ساختار کامپوزیت های دندانی مقداری ریز شویم، میبینیم که فیلر برای اینکه قابل استفاده باشد نیاز به یک رزین دارد تا بتواند به خود شکل بگیرد. از طرفی رزین به تنهایی خصوصیات مکانیکی خیلی پایینی دارد؛ مثلا استحکام بالایی ندارد، خصوصیات فیزیکی خوبی ندارد، خیلی راحت آب جذب میکند و تغییر رنگ میدهد، زمانی که نور به آن برسد انقباض پیدا میکند و هرچه رزین بیشتر باشد انقباض بیشتر صورت میگیرد. وقتی فیلر به رزین اضافه میشود میتواند اکثر این خصوصیات را بهتر کند؛ حتی خصوصیات نوری، پالیش پذیری، رادیواوپسیتی و…
پس اگر کامپوزیت به خاطر حجم کمتر فیلر در ساختار، flowable شده باشد، انتظار داریم که این کامپوزیت خصوصیات مطلوب کمتری نسبت به یک کامپوزیت با درصد فیلر بالاتر داشته باشد؛ مثلا استحکام کمتر، سایش بیشتر، انقباض پلیمریزاسیون بیشتر، جذب آب و محلولیت بالاتر، تغییر رنگ بیشتر و ضریب انبساط حرارتی دورتر از نسج دندان.
بنابراین با توجه به این خصوصیات، کاربرد کامپوزیت فلو اولیه نسبت به بقیه کامپوزیت ها محدود بود؛ مثل فیشورسیلانت یا ترمیم های پیشگیرانه رزینی(PRR)، ترمیم های کلاس ۵، ترمیم های اطفال و یا نهایتا ترمیم های کلاس ۳ محدودتر.
امروزه به این کامپوزیت ها اصطلاحا کامپوزیت های نسل اول یا کامپوزیت flowable معمولی میگوییم و یا اصلا در ادامه چیزی نمیآوریم و تنها از لفظ flowable استفاده میکنیم. درست است که در نمونه های اولیه مقدار فیلر حدود ۳۰-۲۰ درصد حجمی بود، اما نمونه های امروزی این دسته معمولا زیر ۵۰٪ حجمی فیلر دارند و نسبت به کامپوزیت های خمیری معمول درصد حجمی فیلر کمتر است. بنابراین به کامپوزیت هایی که داخل سرنگ هستند و حالت flowable دارند و به عنوان یک عامل برای flowable شدن، کم کردن میزان فیلر یا حجم فیلر مطرح بوده، اصطلاحا کامپوزیت های flowable معمولی یا نسل اول میگویند.
مقدار فیلر موجود در کامپوزیت
در مقالات و بروشورهای مواد، مقدار فیلر موجود در کامپوزیت به دو روش گزارش میشود:
۱) درصد وزنی فیلر
۲) درصد حجمی فیلر
از آنجایی که جرم و چگالی فیلرهای مختلف روی این درصد ها موثر هستند، این درصد ها مقداری با هم اختلاف دارند که معمولا عدد درصد وزنی از درصد حجمی بالاتر است؛ به همین دلیل شرکت ها در بروشور بیشتر اوقات درصد وزنی فیلر را گزارش میکنند چون عدد بزرگتری است. اما ما بیشتر به درصد حجمی توجه میکنیم؛ چون تاثیر وزن فیلر در آن کمتر است؛ مثلا اگر یک کامپوزیت، فیلر زیرکونیایی داشته باشد که جرم بالاتری دارد، به نظر میرسد که درصد وزنی خیلی بالاست؛ درحالی که ممکن است درصد حجمی آن خیلی بالا نباشد. پس اگر بروشور یک کامپوزیت را بررسی میکنید یا دو کامپوزیت مختلف را مقایسه میکنید، حواستان باشد که عدد نوشته شده درصد وزنی یا حجمی است و در مقایسه دو کامپوزیت، دو درصد یکسان را مقایسه کنید؛ مثلا درصدهای وزنی را با هم مقایسه کنید.
پس تا اینجا گفتیم کامپوزیت های فلو معمول کامپوزیت هایی هستند که با کم کردن حجم فیلر به کامپوزیت فلو تبدیل شده بودند. در نمونه های اولیه مقدار فیلر حدود ۳۰-۲۰ درصد حجمی بود ولی در نمونه های امروزی معمولا زیر ۵۰٪ حجمی فیلر دارند که نسبت به کامپوزیت های خمیری معمول، کمتر است؛ و همچنین توضیح دادیم که این کمتر بودن حجم فیلر چه تاثیری روی خصوصیات کامپوزیت میگذارد.
اما آیا کمتر شدن حجم فیلر همه خصوصیات کامپوزیت را در جهت نامطلوب پیش میبرد؟ خیر.
یک خاصیت مهم در مواد دندانی به نام elastic modulus داریم که میزان سفتی یا انعطاف پذیری یک ماده را نشان میدهد. به عبارتی با وارد شدن نیرو به یک ماده تا چه میزان میتواند تغییر شکل دهد و دوباره به حالت اول خود بازگردد. کم شدن فیلر در کامپوزیت های فلو نسل اول باعث شده که کامپوزیت های این دسته الاستیک مدولوس یا سفتی کمتری داشته باشند؛ به این معنی که با اعمال نیرو به این کامپوزیت ها، تغییر شکل بیشتری نسبت به کامپوزیت های با فیلر بالاتر نشان میدهند. در اپیزود بعدی مفصل دراین مورد صحبت میکنیم. الاستیک مدولوس کمتر، باعث شده کامپوزیت های فلو برای ترمیم های کلاس ۵ که نیاز است ترمیم همراه با دندان تغییر شکل دهد، گزینه مناسبی باشند. همچنین به عنوان لاینر یا لایه اول زیر بقیه کامپوزیت ها و یا زمانی که نیاز به ماده جاذب استرس داریم، به کار میروند(در اپیزود بعدی بیشتر صحبت میکنیم).
ویژگی های اصلی کامپوزیت های flowable
پس به طور خلاصه ویژگی اصلی کامپوزیت های flowable موارد زیر است:
- جریان پذیری خوب
- تطابق خوب با دیواره های حفره
- الاستیک مدولوس کم
در عوض یک سری خصوصیات فیزیکی و مکانیکی پایین تری دارند که کاربرد آنها را به یک سری موارد خاص مانند فیشورسیلانت، PRR، ترمیم های کلاس ۵ و یا ترمیم های کلاس ۳ محدود و استفاده به عنوان لایه اول زیر بقیه کامپوزیت ها، محدود کرده است. که گفتیم امروزه به این کامپوزیتهای flowable که حجم فیلر کمتری نسبت به کامپوزیت های معمول دارند، نسل اول گفته میشود. اما امروزه کامپوزیت های فلوایبل ، دیگر محدود به این کامپوزیت ها نیستند و کامپوزیت های فلوایبل آمده که کاربردهای وسیع تری دارند.
با پیشرفت در علم مواد، یک سری رزینهای جدید که میتوانستند ویسکوزیته کمتری داشته باشند، در عین اینکه مونومرهایشان طول کمی نداشته باشند و به تبع آن انقباض پلیمریزاسیون زیادی نداشته باشند، معرفی شدند. همینطور با پیشرفت علم نانوتکنولوژی و ریز شدن ذرات فیلر داخل کامپوزیت و امکان اینکه بتوان مقدار و حجم بیشتری از فیلر را به کامپوزیت اضافه کرد، به طوری که ویسکوزیته اضافه نشود، باعث شد نسل جدیدی از کامپوزیت های flowable معرفی شوند که به آن ها نسل دوم کامپوزیت های فلو، universal flowable composite و یا کامپوزیت های فلو next generation میگویند.
کامپوزیت هایی که برعکس دسته قبل[که حدود ۵۰-۳۰ درصد حجمی فیلر داشتند]، ممکن است تا ۸۰٪ هم فیلر داشته باشند که مشابه با کامپوزیت های خمیری معمولی است. در عین اینکه این ها میتوانند داخل سرنگ عرضه شوند؛ یعنی کاهش حجم فیلر در flowable شدن آن ها تاثیری نداشته است. این کامپوزیت ها در عین اینکه handling بهتر کامپوزیت های flowable قبلی را داشتند، اما مشخصاً مشکلاتی که کاهش حجم فیلر در نسل قبل ایجاد کرده بود، کمتر داشتند. کامپوزیت های این دسته خواص مکانیکی نسبتا مشابه کامپوزیت های خمیری معمولی را داشتند؛ به همین دلیل به آن ها کامپوزیت های universal flowable هم گفته میشود. از آنجایی که این کامپوزیت ها خواص فیزیکی و مکانیکی خوبی داشتند، کاربرد گسترده تری نسبت به دسته قبل داشتند؛ مثلا در ترمیم های کلاس ۱، کلاس ۲ و ۳ و ۴ و ۵ کاربرد داشتند.
پس کامپوزیت ها با روش های مختلفی میتوانند flowable شوند. به انواعی که با کاهش درصد فیلر، flowable شده بودند کامپوزیت های فلو معمولی یا نسل اول و آن هایی را که فیلر بالاتری داشتند، نسل ۲ یونیورسال یا next generation میگفتند.
با توجه به محتوای رزینی مختلف و درصد فیلر متفاوت این کامپوزیت ها میزان جریان پذیری این ها با هم متفاوت است که با روش های مختلفی میزان جریان پذیری ارزیابی میشود. یک روش، ارزیابی flow distance است. علاوه بر اینکه زاویه تماس بین کامپوزیت و سطح چقدر میشود (ترشوندگی)، مورد دیگر که برای ما اهمیت دارد، flow distance است. برای تشخیص اینکه کامپوزیت چقدر میتواند فلو داشته باشد، یک قطره یا یک وزن مشخص از کامپوزیت را روی اسلب میریزند و آن را عمود میگذارند تا جریان پیدا کند(به قول مشهدی ها شُرّه کند!) و این مقدار جریان پیدا کردن را به عنوان میزان فلوی ماده یا flow distance گزارش میکنند.
نکته حائز اهمیت این است که جریان پذیری یا flow distance این کامپوزیت ها الزاما با درصد وزنی فیلر رابطه مستقیم ندارد؛ مثلا ممکن است یک کامپوزیت فلو، ۷۵٪ وزنی فیلر داشته باشد اما جریان پذیری بهتری از یک کامپوزیت با ۶۵٪ وزنی فیلر داشته باشد که به نوع رزین، وزن فیلر و تعامل فیلرها با هم و یا تعامل فیلر با رزین میتواند مرتبط باشد.
یک تصویر معروف در رابطه با flow distance کامپوزیت های مختلف و درصد وزنی فیلر آن ها وجود دارد که در صفحه اینستاگرام خانم دکتر قرار داده شده.
علاوه بر اینکه کامپوزیت های flowable، نسل یک و دو دارند، این کامپوزیت ها را میتوان از نظر ویسکوزیته یا flow به دو یا سه دسته تقسیم بندی کرد که در برندهای مختلف ممکن است این نامگذاری ها متفاوت باشد. اما در اصل قضیه، یکسان هستند. آنهایی که فلوی بالایی دارند تحت عنوان highly flowable یا low viscous شناخته میشوند. آن هایی که فلوی پایین تری دارند به عنوان high viscous شناخته میشوند. در برخی برندها مثل توکویوما گروه میانه ای هم وجود دارد که به آن مدیوم گفته میشود که بین دو گروه قبلی است.
نکته دیگر این است که کامپوزیت های نسل یک که حجم فیلر کمتری داشتند عمدتا low viscous هستند و جریان پذیری خوبی دارند و تطابق خوبی با دیواره ها میدهند. اما آنچه که مهم است نسل دو این کامپوزیت هاست که تنوع ویسکوزیته در آنها بیشتر دیده میشود و باید در انتخاب کامپوزیت flowable بیشتر دقت کنیم.
هرچه کامپوزیت flowable به سمت ویسکوزیته های پایین تر باشد، برای کاربردهایی که هدف ما تطابق بالاتر است(مثلا لاینر، زیر سایر کامپوزیت ها و کف باکس کلاس ۲) مناسب تر است. هرچه کامپوزیت flowable ویسکوزیته بالاتری داشته باشد، برای کاربرد های ترمیمی که بیشتر هدف ما دسترسی و هندلینگ بهتر است که دوست داریم داخل سرنگ باشد، برای این موارد مناسب است. به همین دلیل ممکن است کامپوزیت هایی به نام flowable داشته باشیم که داخل سرنگ عرضه میشوند اما وقتی آن ها را تست میکنیم میبینیم که فلوی زیادی ندارند. این ها فقط مزیت هندلینگ راحت تر را به صورت داخل سرنگی دارند و آن مزایای تطابق خوب با دیواره ها را ممکن است مانند کامپوزیت هایی که فلوی بالاتری دارند، نداشته باشند. ممکن است در کتب جدیدتر به جای لفظ کامپوزیت های flowable، کامپوزیت هایی که داخل سرنگ هستند را ببینیم.
بنابراین مهم است که بدانیم هدف ما از استفاده از کامپوزیت داخل سرنگ چیست؛
- آیا نیاز به کامپوزیتی داریم که جریان پذیری بالاتری داشته باشد و تطابق خوبی با دیواره ها داشته باشد؟ که در این موارد به سراغ نسل اول یا نسل دومی که فلوی بالایی داشته باشند، میرویم.
- اگر دنبال manipulation راحت تر هستیم، میتوانیم از همه انواع نسل یک و دو با فلوهای مختلف استفاده کنیم.
- اگر دنبال خواص مکانیکی خوب هستیم، باید فقط سراغ نسل دو برویم که خصوصیات مکانیکی بالاتری دارند.
تا اینجا تقسیم بندی به این صورت بود که کامپوزیت flowable براساس نحوه flowable شدن و خصوصیات مکانیکی، به دو دسته نسل یک و دو دسته بندی میشدند که کاربرد آن ها را مشخص میکرد. براساس ویسکوزیته هم به انواع ویسکوزیته بالاتر و پایین تر و گاهی متوسط تقسیم بندی میشدند که در کاربرد آن ها مؤثر بود.
یک طبقه بندی کامپوزیت های flowable موجود در بازار براساس عمق کیور شدن آن هاست؛ که یا مشابه کامپوزیت های معمول در عمق 2 میلیمتری کیور میشوند و باید به صورت لایه لایه یا incremental داخل حفره قرار گیرند و یا اینکه با توجه به ساختارشان میتوانند از نوع bulk fill باشند که تا چند میلیمتری اکلوزال به صورت بالک داخل حفره قرار میگیرند. یک اپیزود جداگانه درمورد انواع کامپوزیت های bulk fill خواهیم داشت. اما میدانیم که کامپوزیت های داخل سرنگ میتوانند به صورت کانونشنال یا incremental و یا به صورت bulk fill داخل حفره قرار بگیرند. باید حواسمان باشد که نه همه کامپوزیت های bulk fill، فلو هستند و نه همه flowableها بالک فیل هستند.
دسته جدید از کامپوزیت های flowable یا تزریقی،کامپوزیت های فلویی هستند که مونومرهای سلف اچ(مانند مونومرهایی که داخل باندینگ های سلف اچ یا سمان های رزینی سلف ادهزیو وجود دارد)، داخل خود دارند. این دسته از کامپوزیت های فلو را{ممکن است در مقالات گفته شود} کامپوزیت های فلوی سلف ادهزیو میگویند. برند تجاری زیادی داخل بازار ندارند؛ یک یا دو مورد مانند Vertise flow کمپانی Kerr یا کامپوزیت فلوی Fusion هستند. این ها چون اچ و باند احتیاج ندارند از نظر کلینیکی راحت تر بودند. اما چون نتایج مطالعات نشان داده اند که هنوز فاصله زیادی با کامپوزیت های فلوی معمول که نیاز به اچ و باند دارند از لحاظ بالینی نشان داده اند، هنوز کاربرد زیادی ندارند و بیشتر روی آن ها مطالعه میشود. پس اگر جایی کامپوزیت سلف ادهزیو شنیدید، منظور کامپوزیت های فلویی هستند که جدیدا معرفی شده اند و داخل خود مونومرهای سلف اچ مثل باندینگ های سلف اچ دارند و درنتیجه این کامپوزیتها نیاز به اچ و باند ندارند. هرچند به صورت روتین در کلینیک استفاده نمیشوند.
پس با توجه به توضیحات داده شد، اول از همه موقع انتخاب کامپوزیت داخل سرنگ باید دقت کنیم که توقع اصلی ما از این کامپوزیت چیست؛ آیا دنبال ماده ای با تطابق بالا با دیواره ها هستیم، آیا دنبال کامپوزیتی با هندلینگ خوب درعین خصوصیات مکانیکی خوب هستیم، آیا دنبال کامپوزیتی هستیم که راحت تر بتوان با آن نواحی با دسترسی دشوار را ترمیم کرد و… .
دوما باید بدانیم که هر کامپوزیت سرنگی که داخل بازار میبینیم بتوانیم تشخیص دهیم که کدام نسل کامپوزیت است و بدانیم که کاربرد آن یونیورسال است یا محدودتر است، درصد حجمی و وزنی فیلر چند درصد است، میزان جریان پذیری کامپوزیت را بررسی کنیم و براین اساس از آن استفاده کنیم.
همچنین ببینیم آیا میتوان کامپوزیت را به صورت بالک داخل حفره قرار داد یا باید به صورت incremental قرار داده شود.
برای اینکه این موضوع راحت تر شود، دو سه مورد از کامپوزیت های موجود در بازار را بررسی میکنیم؛ مثلا کامپوزیت Grandio flow کمپانی Voco یک کامپوزیت flowable نسل دو است؛ چون درصد وزنی فیلر حدود 80% و درصد حجمی فیلر حدود 65% است که بنابراین شرکت ادعا میکند که این کامپوزیت یونیورسال است و میتوان در ترمیم های قدامی و خلفی از آن استفاده کرد.
از طرفی این کامپوزیت bulk fill نیست و باید به صورت incremental قرار داده شود. با اینکه 65% حجمی فیلر دارند، flow distance و جریان پذیری نسبتا خوبی دارد و علاوه بر اینکه قابل تزریق است، میتوان از مزایای flow پیدا کردن آن استفاده کرد.
در رابطه با کاربردهای آن در اپیزودهای بعدی بیشتر صحبت خواهیم کرد. مورد دیگر کامپوزیت Tetric Evoflow شرکت Ivoclar است که یک کامپوزیت flowable است که میزان فیلر آن 50% وزنی یا 35% حجمی است؛ درنتیجه بیشتر به نسل یک شباهت دارد و کاربرد آن محدود به کاربردهای ساده تری که گفتیم، می باشد.
از لحاظ عمق کیور، بالک فیل نیست و باید به صورت incremental داخل حفره قرار گیرد. با اینکه درصد فیلر خیلی بالایی ندارد اما flow distance خیلی بالایی هم ندارد. اما برای کاربردهای محدود مثل لاینر زیر بقیه کامپوزیت ها یا ترمیم های کلاس 5 یا کلاس 3 کوچک قابل استفاده است.
ولی هیچوقت از این کامپوزیت برای ترمیم کلاس 2 استفاده نمیکنیم(که مثلا کامل ترمیم را با این کامپوزیت انجام دهیم). مورد دیگر کامپوزیت Filtek flowable bulk fill از برند 3M است که یک کامپوزیت فلو با درصد وزنی فیلر حدود 60% و درصد حجمی 42% است که با توجه به درصد، شباهت به نسل یک دارد و کاربرد آن محدود به موارد ساده تری است که گفتیم.
اما این کامپوزیت بالک فیل است و با میتوان ضخامت هایی بیش از 2 میلیمتر(و طبق گفته کارخانه کمتر از 4 میلیمتر) استفاده شود؛ هرچند که در اکلوژن قرار نمیگیرد و باید دو میلیمتر دیگر کامپوزیت روی آن برای قسمت اکلوزالی قرار گیرد که در اپیزود کامپوزیت های بالک فیل در مورد آن صحبت میکنیم.
به همین ترتیب برای سایر برندها باید چنین دیدگاهی داشته باشید.
دنتوکورس مطالعه مطالب زیر را پیشنهاد میدهد:
لایو آموزشی تکنیک Flowable Injection (دکتر سوگل نژادکریمی)
وبینار آموزشی کامپوزیت ونیر به روش Flowable Injection ( گنجینه طب پارس با همکاری دکتر نژادکریمی)
کاربردهای کلینیکی کامپوزیت های flowable(پادکست مارتزیت اپیزود19)
لایو آموزشی کامپوزیت Flowable( دکتر ساعتی)
کتاب ترمیم با کامپوزیت های فلو | Restoring with flowables
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.